10/22/10

دلم می خواهد بنشینم اینجا و یک عالمه حرف بزنم. برای کی حرف بزنم؟ داغونم؟ نه اصلا  گمان نمی کنم اما می خواهم حرف بزنم. باید درد دل کنم اما با چه کسی؟ چه کسی راز من را می داند چه کسی درد من را می داند اصلا به این می گویند درد؟ نمی گویند خب
اما من دلم می خواهد حرف بزنم خودش که نیست دلم می خواهد گلایه اش را به یک نفر بکنم
خدایا این چرا با من اینطوری می کند. چرا بعد از این همه سال دست از این لج بازی هایش برنداشته است. چرا فقط شش ماه خوب بود؟ چرا باز دیوانه شده. واقعا تنها لفظی که می توانم به کار ببرم همان دیوانه است

No comments:

Post a Comment