8/1/10

دوشنبه چندم مرداد؟

می نویسم
اما بغض توی گلویم سبک نمی شود
می نویسم
احساس می کنم می توانم تا شب بنشینم اینجا و بنویسم
خودم می دانم دردم چیست اما درمانی برایش ندارم
فردا که بشود باز حالم خوب می شود
اصلا شاید همین یک ساعت دیگر هم حالم خوب شد
فشار روانی را می شناسم

گاهی چنان بر سر آدم آوار می شود که نمی توانی از دستش خلاص شوی
حتی وقتی می دانی فشار روانی است که دارد تو را به گریه می اندازد هم باز نمی توانی مهارش کنی
خانوم فرا لطفا به من زنگ بزن
من منتظر تماس شما هستم
خانوم فرا به من زنگ بزن و با من قرار بگذار
یا نه اصلا قرار هم نگذار 
بگو که وقت نداری من را ببینی و نمی توانی کمکی به من بکنی
باور کن الان اصلا تمایلی به دیدن تو ندارم
خانوم فرا فقط لطفا زودتر زنگ بزن

No comments:

Post a Comment