دوستت می دارم بی آنکه بخواهمت.
سالگشتگی ست این
که به خود در پیچی اَبروار
بغُری بی آنکه بباری؟
سالگشتگی ست این
که بخواهیَش
بی این که بیفشاریَش
سالگشتگی ست این؟
خواستنش
تمنای هر رگ
بی آنکه در میان باشد
خواهشی حتی؟
نهایت عاشقی ست این؟
آن وعده ی دیدارِ در فراسویِ پیکرها...
-احمد شاملو-
سالگشتگی ست این
که به خود در پیچی اَبروار
بغُری بی آنکه بباری؟
سالگشتگی ست این
که بخواهیَش
بی این که بیفشاریَش
سالگشتگی ست این؟
خواستنش
تمنای هر رگ
بی آنکه در میان باشد
خواهشی حتی؟
نهایت عاشقی ست این؟
آن وعده ی دیدارِ در فراسویِ پیکرها...
-احمد شاملو-
No comments:
Post a Comment