6/14/10

قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا

در سوره يوسف يک‌جايي‌اش زنان مصرمي‌گويند: زن عزيز از غلام خود كام خواسته و سخت‏خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم. يک اصطلاحي دارد براي خاطرخواه شدن. مي‌گويد: قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا حُبًّا اين‌جا تميز است؛ يعني از نظر دوست‌ داشتن. ولي امان از قد شغفها… ناظم الاطبا شغف را اين طور تعريف مي‌کند:رسیدن دوستی مر غلاف دل کسی را.
بعد فکر کن زليخا چقدر عاشق يوسف بوده. مثلي است که مي‌گويند: الحب اذا وصل الشّغف اما الوصل و اما الموت
دوستي که به شغف برسد يا وصل چاره‌گر مي‌شود يا مرگ.


«شغفها» محبت او در دلش جا گرفت.
شغف در لغت به معناى پرده و يا پوست نازك قلب ست. وقتى كسى كسى را به شدت دوست دارد ، محبت او در سويداى قلب او جا ميگيرد. «شغف» و «شعف» هر دو به معناى محبت شديد است و شايد «شغف» از «شعف» شديدتر باشد.
 
 


قال اميرالمؤمنين(ع): لا تعلّموا نساءكم سورة يوسف و لا تقرأوهن ايّاها فانّ فيها الفتن و علّموهن سورة النور فانّ فيها المواعظ.(1)
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: به زنان خود سوره يوسف را ياد ندهيد و آن را بر آنان نخوانيد كه در آن آزمايشهاست بلكه به آنان سوره نور را ياد بدهيد كه در آن پندهاست.
براي حضرت علي هم عشق آزمايش بوده, ترسناك بوده, عشق هميشه دلهره داشته با خودش.



No comments:

Post a Comment