1/17/11

رنج عشق گاهی فرو می نشیند ، اما سپس به شیوه ی دیگری سر بر می آورد . گریه می کنی از این که دیگر آن شور دوستانه ، انگیزش عاشقانه ی آغاز آشنایی را در دلدار نمی بینی ، اما از این بیشتر رنج می کشی اگر آن شور و انگیزشی را که دیگر با تو ندارد با دیگران بازیابد ؛ سپس ، این رنج را درد تازه ی سهمگین تری پس می زند ، درد این بدگمانی که دیشب به تو دروغ گفته و بدون شک به تو خیانت کرده باشد ؛ این بدگمانی هم فرو می نشیند و مهربانی دلدار تسکینت می دهد ؛ اما آنگاه کلمه ی فراموش شده ای دوباره به یادت می آید ؛ شنیده بودی که به خوشی مشتاق است ؛ اما خودت او را همیشه آرام دیده ای ؛ می کوشی تب و تاب خوشی اش را با دیگران مجسم کنی ، حس می کنی که خودت برایش چندان اهمیتی نداری ، در حالی که با او سخن می گویی در او اثری از ملال ، حسرت ، اندوه می بینی ، چون شبی تیره می نماید پیرهن های ولنگارانه ای که در حضور تو به تن دارد ، و آنهایی را که در آغاز آشنایی برای خوشامد تو می پوشید برای دیگری می گذارد . اگر بر عکس با تو مهربانی کند ، یک لحظه چه سعادتی ! اما با دیدن زبانش که ، انگار به نشانه ی دعوتی ، بیرون می آوَرَد ، به فکر همه ی کسانی می افتی که این حرکت اغلب خطاب به ایشان هم بوده است و اکنون دیگر ، شاید حتی در حضور تو ، از بسیاریِ عادت به صورت حرکتی ماشین وار در آمده باشد . سپس این حس که مایه ی ملال اویی دوباره به سراغت می آید . اما یکباره این دردها فرو می نشیند و پنداری هیچ می شود ، چه به زاویه های ناشناخته و رنج آور زندگی اش ، به همه ی جاهایی فکر می کنی که شناختنشان محال است و او آنجاها بوده است و شاید هنوز هم در ساعت هایی که کنارت نیست آنجا باشد ، و چه بسا که قصدش این باشد که همیشه آنجا بسر برد ، آنجاها که از تو دور ، از دسترست بیرون ، و خوش تر از زمانی است که با توست . چنین اند فانوس هایی که حسادت را هدایت می کنند . حسادت همچنین شیطانی است که نمی توان از جسم خویش بیرون کشید و همواره در شکل هایی تازه حلول می کند . حتی اگر بتوانی همه ی اینها را نابود کنی و آنی را که دوست می داری همیشه نگه داری ، باز شیطان به شکل تازه ای ، این بار دردناک تر ، در می آید : عذابِ این که دلدار را به وفاداری مجبور کرده باشی ، عذاب اینکه دوستت نداشته باشد .



مارسل پروست - در جست و جوی زمان از دست رفته - جلد پنجم : اسیر - مترجم : مهدی سحابی

No comments:

Post a Comment