لب خندان تو
برق چشمان تو
برده قرار از دل عاشق زارم
با من بی نوا بیش از اینم جفا
دگر مكن یارم
برق چشمان تو
برده قرار از دل عاشق زارم
با من بی نوا بیش از اینم جفا
دگر مكن یارم
ای گل ارغوان
همچو سرو چمان
ای در شب تار من روشنایی
بت چین و ختن
روح و جانی به تن
دل میربایی
آتش زده ای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بیحاصل
دل شده مجنون چه كنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
از عشقت آرام جان
شدهام شیدای زمان
من زسودای وصل تو
شدهام رسوای جهان
رفت از دستم اختیار
بردی از من صبر و قرار
در شب و روز تار من
مه و خورشیدی ای نگار
آتش زدهای بر دل
وای از من و آه از دلهمچو سرو چمان
ای در شب تار من روشنایی
بت چین و ختن
روح و جانی به تن
دل میربایی
آتش زده ای بر دل
وای از من و آه از دل
زندگی بی تو شده بیحاصل
دل شده مجنون چه كنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
از عشقت آرام جان
شدهام شیدای زمان
من زسودای وصل تو
شدهام رسوای جهان
رفت از دستم اختیار
بردی از من صبر و قرار
در شب و روز تار من
مه و خورشیدی ای نگار
آتش زدهای بر دل
زندگی بی تو شده بی حاصل
دل شده مجنون چه كنم با دل
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
مستم زنگاه تو
زان چشم سیاه تو
همه دم افتاده به چاه تو
صنما سرگشتهی راه تو
مست نگاه، همایون شجریان
http://www.4shared.com/file/194894164/164af588/Homayoun_Shajarian_-_Javad_Zar.html
No comments:
Post a Comment