حرف های خوب می شنوم
حالم خوب است
بستنی طالبی می خورم
بهار است
بستنی طعم تازگی دارد
حالم خوب تر می شود
گاهی احمق می شوم
از کسی که عاشق من است
از کسی که عاشق صورت و نگاه من است
از کسی که محبت ازلی و ابدی به من دارد
سوال احمقانه ای می پرسم
می پرسم به نظر تو من زیبا هستم؟
سوال را مستقیم نمی پرسم و جواب مستقیم نمی گیرم
جواب مستقیم را بارها پیش از این از دهانش شنیده ام
درواقع سوالم احمقانه است
اما جواب خوبی می گیرم
جوابی که آرام ام کند
جواب سوال را خودم می دانستم
چرا دلم می خواست دوباره به من بگویی
چرا دلم می خواست دلداری ام بدهی؟
چرا تو باید باشی که به من اعتماد به نفس بدهی؟
اصلا چرا از تو می پرسم وقتی می دانم چه حساسیتی روی زیبابودن من داری؟
به هر حال از تو ممنونم
دور خودشیفتگی ام افت کرده بود
یک نفر باید به من کمک می کرد
No comments:
Post a Comment