سلام عزیزم
خوبم
روز شلوغی بود
با این راه های دور
و دیدارهای سالی یکبار که آدم حداقل باید یک ساعتی در هر منزل بنشیند
شش دسته مهمان به خانه ما آمده تا حالا
و ما هم همین حدود عید دیدنی رفته ایم
امسال تهران خیلی خلوت نیست
یعنی مثل همیشه خلوت نیست
مردم یعنی خیلی ها مسافرت نرفته اند
نمی دانم چرا
شاید مال سرمای هوا باشد
جاده ها پر از برف بود
شاید هفته دیگر که هوا خوب بشود خلوت شود
باز هم عکس های تحویل سال خوب نشد
خسته بودم انگار
با موهای به هم ریخته
چشم های خواب آلود
خلاصه خوب نشد
حتی یک عکس خوب هم در نیامد ازش
با این لباس های خوشگل رنگ ووارنگی که خریده بود
بنفش بادمجونی
سبز روشن
آبی زنگالی
قرمز
اما خب چه فایده
فرصت نشد عکس زیاد بیندازیم
تو خوبی؟
شعرت را خواندم
فرصت نشد کامنت بگذارم
دلم می خواست اینجا برایت یک پست به جای کامنت می گذاشتم ولی متاسفانه شاعرانگی ندارم اصلا
به هر حال خیلی قشنگ بود
و خب غمگین....
. way man mikhammm axha ra bebinam ... in ranghaee ke gofti ra duust daram be gheyr az abi ke midani ..! khaste nabashi va mamnoon az inke sheram ra khandi khodam aghide daram chand kalameye teke o pareh bood ke neveshtam .. fekr nakardam ke sher bood :x
ReplyDelete